مرور خاطرات
پسر نازنینم امروز تصمیم گرفتم که مروری بر خاطراتمون داشته باشم . از سفرهایی که با هم رفتیم یاد کنیم ، از مکان های جدیدی که با هم دیدم حرف بزنیم ، از احساسهایی که داشتیم سخن بگیم ،و از همه مهم تر به خودمون یاد آوری کنیم که در شرایط سخت زندگی هم می شه کور سوی امیدی پیدا کرد و با امید زندگی کرد حتی در سخت ترین شرایط . این عکس مربوط به اولین سفریه که من و تو تنهایی رفتیم خیلی سخت بود که سفری بریم که بابایی کنارمون نباشه ولی تمام تلاشمون رو کردیم که شاد باشیم و می دونستیم که بابایی هم از شادی ما خوشحاله. اینجا جزیره کیش-پارک دلفینها ست . 1393/10/11 ...
نویسنده :
بابا مجتبی و مامان حمیده
10:48










