جزیره کیش
مرور خاطرات
پسر نازنینم امروز تصمیم گرفتم که مروری بر خاطراتمون داشته باشم . از سفرهایی که با هم رفتیم یاد کنیم ، از مکان های جدیدی که با هم دیدم حرف بزنیم ، از احساسهایی که داشتیم سخن بگیم ،و از همه مهم تر به خودمون یاد آوری کنیم که در شرایط سخت زندگی هم می شه کور سوی امیدی پیدا کرد و با امید زندگی کرد حتی در سخت ترین شرایط . این عکس مربوط به اولین سفریه که من و تو تنهایی رفتیم خیلی سخت بود که سفری بریم که بابایی کنارمون نباشه ولی تمام تلاشمون رو کردیم که شاد باشیم و می دونستیم که بابایی هم از شادی ما خوشحاله. اینجا جزیره کیش-پارک دلفینها ست . 1393/10/11 ...
نویسنده :
بابا مجتبی و مامان حمیده
10:48
شهربازی
شهربازی
جمعه 1394/04/12 با خاله و محمد طه رفتیم شهر بازی و حسابی بازی کردید و کلی خسته شدیدولی باز هم به پیشنهاد تو رفیتم پارک و شاممون رو هم توی پارک خوردیم و به تو هم کلی خوش گذشت. پسر قشنگم همه دنیا رو می دم تا خنده از لبهای قشنگت دور نشه و از خدای مهربون می خوام هیچ وقت تو دلت غم نباشه. دوستت دارم گلم ...
نویسنده :
بابا مجتبی و مامان حمیده
20:50
کارخونه ماشین سازی محمد مهدی
ساخت ماشین
پسر قشنگ من امسال برای تولدش یک LEGO ماشین فراری قرمز کادو گرفت . مامانی و محمد مهدی چند روز مشغول بودن تا این ماشین رو که 1322 قطعه داشت رو درست کردند. محصول دست مامان حمیده و محمد مهدی ...
نویسنده :
بابا مجتبی و مامان حمیده
20:42









